برای سید شهیدان جبهه ی مقاومت؛ شهید سیدحسن نصرالله
جان دوباره ای تو جهانم را
این زندگانی گذرانم را
خشکیده بود طبع غزل جوشم
از نو رقم زدی جریانم را
می خوانمت دوباره و می شویم
گویی که با گلاب دهانم را
جز سلسله جبال نمی بینم
یادت صلابت است جهانم را
جز تو به هر خطابه می اندیشم
سرکوب می کند هیجانم را
چون خطبه های خویش حماسی کن
این بیت های مرثیه خوانم را
هر شب به یاد رفتن جانکاهت
آماده می کنم چمدانم را
ای کاش می گرفت شبی ای گل
هشتاد تُن گلوله نشانم را
ای کاش در رکاب تو می مردم
دنیا به کف گرفته عنانم را
ای کاش چون تو بود مرا قدی
می دید خصم خط و نشانم را
ای خطبه های پر تپش و پر خون
وقت است تر کنید رگانم را
وقت است تا کلید بیندازید
تا بشکنید قفل زبانم را
وقت است فاتحانه که بگشایید
دروازه های گوش گرانم را
از پا درآورید و بیندازید
از سر هوای سود و زیانم را
چیزی ز عمر خویش نفهمیدم
نشناختم امام زمانم را
ای شیعه ی تنوری آل الله
بردار از دلم غم نانم را
#مهرداد_مهرابی
آبان۱۴۰۳
برچسب:
نویسنده: آتنا صمیمی